من بچه طلاقم، اما هیچکس نمیدونه
"همه فکر میکنن من یه خانوادهی آروم و خوشبخت دارم. هیچکس نمیدونه که از بچگی توی دعواهای مامان و بابام گم شدم، هیچکس نمیدونه چقدر گریه کردم، چقدر تلاش کردم که قوی به نظر برسم. هنوزم وقتی توی جمع هستم، سعی میکنم بخندم، اما ته دلم یه زخمیه که هیچوقت خوب نمیشه..."
نظرات (0)
هیچ نظری وجود ندارد.
۲۰ سالم بود که یه نامه از یه نفر گرفتم، توش نوشته بود چقدر منو دوست داره، چقدر از دور نگاهم میکنه. جواب ندادم، شاید چون...
Continue"یه آدم بود که ازش متنفر بودم، طوری که حتی نمیتونستم تحملش کنم. همیشه فکر میکردم چقدر خودخواه و نفرتانگیزه. اما یه رو...
Continueیه فرصت برام پیش اومد، یا باید همه چیزو ول میکردم و میرفتم دنبالش، یا توی همون زندگی قبلیم میموندم. همه گفتن نکن، خطر...
Continue