از نفرت تا عشق، فقط یه اتفاق فاصله داشت!
"یه آدم بود که ازش متنفر بودم، طوری که حتی نمیتونستم تحملش کنم. همیشه فکر میکردم چقدر خودخواه و نفرتانگیزه. اما یه روز یه اتفاقی افتاد، و یه چیزی توی نگاهم عوض شد. فهمیدم چقدر راحت قضاوت کرده بودم، چقدر داستانو از زاویهی اشتباه دیده بودم. حالا... حالا دیگه نهتنها ازش متنفر نیستم، بلکه شاید بشه گفت عاشقشم!"
نظرات (0)
هیچ نظری وجود ندارد.
"یه روز یه حرف زدم که هنوزم دارم تاوانشو میدم. یه لحظه عصبانیت، یه جملهی اشتباه، و یه رابطهی قشنگ که دیگه هیچوقت برنم...
Continueیه روزایی هست که آدم به ته خط میرسه، وقتی همه چیز به نظر بیمعنی میاد، وقتی دیگه امیدی نداری. منم یه همچین روزی داشتم،...
Continue"توی تاکسی نشسته بودم و داشتم تو گوشیم چرخ میزدم. راننده یه مرد سنبالا بود، برگشت و بدون هیچ مقدمهای گفت: 'پسر، یه نص...
Continue