قمار کردم و برنده شدم!
یه فرصت برام پیش اومد، یا باید همه چیزو ول میکردم و میرفتم دنبالش، یا توی همون زندگی قبلیم میموندم. همه گفتن نکن، خطرناکه، اما یه چیزی ته دلم میگفت که باید این ریسک رو بکنم. قمار کردم، با ترس، با اضطراب، اما برنده شدم! حالا وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم که اگه اون روز جرأت نداشتم، شاید هیچوقت به اینجایی که الان هستم نمیرسیدم..."
نظرات (0)
هیچ نظری وجود ندارد.
"دوسش دارم، واقعاً دارم، اما نمیدونم چرا فکرم سمت یکی دیگه کشیده شده. هیچوقت فکر نمیکردم همچین آدمی بشم، ولی این وسوس...
Continue"یه آدم بود که ازش متنفر بودم، طوری که حتی نمیتونستم تحملش کنم. همیشه فکر میکردم چقدر خودخواه و نفرتانگیزه. اما یه رو...
Continue"یه روز یه حرف زدم که هنوزم دارم تاوانشو میدم. یه لحظه عصبانیت، یه جملهی اشتباه، و یه رابطهی قشنگ که دیگه هیچوقت برنم...
Continue